http://www.ictnews.ir/
http://ictnews.ir
آرشیوی
معرفی بازی یک روز تنهایی
معرفی بازی یک روز تنهایی

قادر به توصیف شدت ترس وارده نیستم. نفس نفس می‌زنم و سعی می‌کنم آن‌قدر که چشمم کار می‌کند و توانایی آن را دارم بدوم. به‌جز یک شلوار ساده‌ نیمه‌پاره با پیراهنی آستین‌کوتاه هیچ چیزی بر تن ندارم که در روز آخرالزمان محافظ من باشد.

 شنیده بودم که معمولا همه‌ تازه‌واردها را کنار ساحل رها می‌کنند و باقی ماجرا به خودشان سپرده می‌شود. جسارت آنها نشان می‌دهد که تا کجا پیش خواهند رفت و چقدر زنده خواهند ماند. روز واقعه فرا رسیده و تک و تنها با یک چراغ‌قوه و اندکی هم لباس مندرس در‌حالی‌که هیچ ایده‌ای برای به انجام رساندن ندارم، با یک زامبی رو‌به‌رو می‌شوم. حتی نگذاشتند که پایم به آسفالت جاده‌های حاشیه‌ شهر بزرگ «چرنالوس» برسد.
اگر جراتش را داشتم که باچراغ‌قوه دسته‌کوتاه پلاستیکی‌ام مغز این موجود جهنده را پخش زمین کنم، بدون شک الان در حال فرار با حداکثر سرعت ممکن نبودم. بعد از دو، سه دقیقه دویدن بی وقفه نگاهی که به پشت سرم انداختم متوجه شدم فاصله زیادی را طی کرده و کاملا از شهرک صنعتی حاشیه‌ دریا دور شده‌ام. طبعا خبری از آن بی‌کله که قصد سلاخی کردنم را داشت هم نیست و احتمالا نادم از اینکه هیچ‌گاه نمی‌تواند خودش را به هدف برساند، گوش تیز کرده تا تازه‌وارد بعدی را قربانی حملات بی‌رحمانه خود کند. دو، سه کیلومتر که پیاده‌روی کردم، به اولین شهر رسیدم. ابتدای جاده با خط روسی نام شهر نوشته شده بود و اولین خانه درست پشت تابلو قرار داشت. تشنه و گرسنه بدون هیچ وسیله‌ همراهی، آهسته وارد خانه شدم. کنار تخت تنها چیزی که یافتم یک پرتقال کپک‌زده بود. گرسنگی امان نداد که از خوردن همان پرتقال که نیمی از آن را قارچ‌ها پوشانده بودند حذر کنم. چند دقیقه‌ای اطراف خانه را گشتم، اما خبری از موارد اولیه مورد نیازم نبود. از در که بیرون آمدم، اوضاع اندکی متفاوت بود؛ یک خیابان طویل با کوچه‌های خاکی که پر از خانه بود؛ همه را باید می‌گشتم.
نتیجه یک ساعت جست‌وجو در شهری که نام آن را هم نمی‌دانستم، یک شلوار شش جیب با کاپشنی زرد‌رنگ بود. در اواسط راه یک کوله‌پشتی نسبتا پاره هم پیدا کردم که حداقل می‌توانستم تمامی چیزهایی را که تا آن لحظه پیدا و در لباس‌ها پنهان کرده بودم، در آن قرار دهم. با یک کوله‌پشتی، گشت و گذار اندکی آسان‌تر شد. ناگفته نماند که یک تبر قرمزرنگ آتش‌نشانی و یک کلاه گرم قهوه‌ای هم پیدا کردم. عینک دودی دسته باریک را که کنار تخت یکی از خانه‌ها ديدم، کلی ذوق‌زده شدم. پس از این گشت‌وگذار تقریبا يك‌ساعته تنها چیز مهمی که مورد نیازم بود و نیافته بودم، یک بطری آب بود، اما به‌جای آن یک پمپ دستی آب در مرکز شهر یافتم که تشنگی را موقتا برطرف می‌کرد. آرزو كردم ای‌کاش یک بطری ساده داشتم تا آن را پر از آب می‌کردم و در ادامه همراه خودم می‌بردم. نقشه‌ بخش غربی شهر چرنالوس را که پیدا کردم، ادامه مسیر بسیار آسان شد. با استفاده از قطب‌نمایی که پیش‌تر در کف پارکت‌شده‌ یک خانه در بخش جنوبی شهر یافته بودم و همچنین کمک گرفتن از جهت خورشید و لبه‌های ساحل، موقعیت کنونی خودم را در جزیره پیدا کردم. یک کیلومتر پیاده‌روی تا فرودگاه کوچکی در بخش جنوب غربی، ارزش یک M4 به همراه چند خشاب پر را داشت. شنیده بودم که سه فرودگاه در چرنالوس وجود دارند که یکی از یکی خطرناک‌ترند، اما فرودگاه جنوب غربی (SWAF) همانند گوشه‌ای از بهشت در دنیای آخرالزمانی من بود. تقریبا هر آنچه پیش از این در بازی ندیده بودم، از جمله قدرتمند‌ترین اسلحه‌ها در بخش تسلیحات فرودگاه یافت می‌شد. پس از شش ساعت دویدن و راه‌رفتن بی‌وقفه در چرنالوس، به یک سرباز کامل تبدیل شدم. زامبی‌ها را از فاصله 100 متری با Mosin که یک دوربین زوم‌دار کوچک روی آن مسلح کرده بودم، از پای درمی‌آوردم و با غرور فراوانی به سمت قلعه‌ای که روی نقشه علامت گذاشته بودم حرکت می‌کردم. قلعه‌ها معمولا در ارتفاعات قرار داشتند و برای رسیدن به آنها باید مسیری پیچ‌داري را می‌پیمودم، اما در عوض امن‌ترین جای ممکن محسوب می‌شوند که زامبی‌ها توانایی رسیدن به آن را ندارند. در مواقع اضطراری هم قلعه‌هاي مستحکم بهترین نقاط برای دفاع محسوب می‌شوند.
در مسیر، به یک رودخانه کوچک برخوردم. آبی همراه نداشتم و بسیار تشنه شده بودم. به‌ناچار اندکی از آب رودخانه چشیدم تا موقتا تشنگی‌ام برطرف شود. احساس خوبی نداشتم. هیچ‌یک از زامبی‌ها نتوانسته بودند به یک‌قدمی‌ام هم برسند؛ بنابراین مشکل از ابتلا به بیماری آنها نبود. درختی در کنار رودخانه یافتم و زیر آن نشستم تا کیف کوچکم را بررسی کنم، به یاد دارم یک بسته آسپرین در میانه‌ راه پیدا کرده بودم. يكي، دو عدد قرص داخل آن بود که آنها را بدون آب فرو بردم. آب رودخانه سالم نبود، سم پرتقال کپک‌زده هم کم‌کم داشت اثر می‌کرد. در همین گیر‌ودار که زیر درخت نشسته بودم، سه نفر را در سمت دیگر رودخانه دیدم. به‌جز اینکه به‌سرعت پنهان شوم، چیز دیگری به ذهنم نرسید. به نظر مقصدمان مشترک بود و آنها هم قصد گذر از رودخانه را داشتند. چند دقیقه‌ای گذشت و صدای صحبت کردن‌شان را می‌شنیدم و خیلی آرام پشت سرشان به راه افتادم، بدون اینکه متوجه حضورم شوند. این همراهی بی‌سر و صدا نتیجه داد. نزدیک به 10، 12 نفر در قلعه‌ای که قصد اسکان در آن را داشتم زندگی می‌کردند. تا نزدیکی‌های قلعه با آنها همراه شدم و صدایشان را آرام می‌شنیدم که با یکدیگر شوخی می‌کنند و از تجربیات‌شان می‌گویند. در همین حین با بزرگ‌ترین سوالی که طی 10 ساعت اخیر برایم پیش آمده بود، مواجه شدم. آیا می‌توانم به آنها اعتماد کنم؟ چگونه با من برخورد خواهند کرد؟ آیا زنده خواهم ماند؟
دسترسی زودهنگام استیم چیست؟
از چند ماه پیش، والو ویژگی جدیدی را با عنوان Early Access به فروشگاه استیم اضافه کرد که به بازی‌سازها این قابلیت را می‌داد که بازی نیمه‌کامل خودشان را در دسترس گیمرها قرار دهند. استیم قوانین خاصی راجع به قیمت‌گذاری این مدل بازی‌ها مطرح نکرده و هر بازی‌سازی خودش می‌تواند مشخص کند که بازی در مرحله پیش از عرضه گران‌تر از قیمت نهایی باشد یا ارزان‌تر، اما مسلما انتخاب اکثر بازی‌سازها، قیمت ارزان‌تر نسبت به زمان عرضه رسمی است. برای مثال، می‌توان به DayZ یا Goddus اشاره کرد که در حال حاضر با قیمت‌های پایین‌تری به فروش می‌رسند و رفته‌رفته گران‌تر خواهند شد. از فواید دسترسی زودهنگام می‌توان به تعامل بیشتر بازی‌ساز و گیمر اشاره کرد. عنوان مورد نظر توسط عده‌ زیادی خریداری می‌شود و باگ‌های آن به‌طرز گسترده‌ای دیده می‌شود. پس در نهایت می‌توان محصول کم‌ایرادی را انتظار داشت. از طرفی دیگر، اگر یک بازی‌ساز مستقل باشید، با استفاده از این روش می‌توانید مخارج ساخت بازی را هم به‌راحتی کسب کنید، بدون اینکه نیازی به سرمایه‌گذار داشته باشید. DayZ تنها در 24 ساعت اول پنج میلیون دلار برای سازندگانش بازآوری مالی داشت که این رقم بعدها و در طول یک‌ماه به بیش از 30 میلیون دلار رسید. از طرف دیگر، گیمرها هم می‌توانند از ابتدای راه با بازی مورد علاقه خودشان همراه شوند و بدانند در طول زمان چه بر سر آن آمده و اکنون به کجا رسیده است؛ یک معامله برد-برد.
چرا نباید این بازی را بخریم؟
DayZ هم‌اکنون در مرحله آلفا قرار دارد و 30 دلار قیمت‌گذاري شده و گفته مي‌شود تا اواخر سال 2014 با اندکی افزايش قیمت وارد بازار بتا شود. اینکه مرحله بتا چقدر به طول بینجامد مشخص نیست، اما علت طولانی‌شدن مرحله‌ آلفا، هماهنگ‌سازی موتور بازی‌سازی Real Virtuality 3 برای این بازی مطرح شده است. RV3 قبلا در ساخت نسخه دوم آرما و همچنین ماد دِی‌زی استفاده شده بود، اما برای اینکه DayZ Standalone شکل بگیرد، به تغییرات بسیار گسترده‌ای نیاز دارد که هم‌اکنون و در مرحله آلفا انجام می‌شود. با توجه به این مدل زمان‌بندی‌های ارائه‌شده، انتظار می‌رود که بازی از نیمه‌ دوم سال 2015 در دسترس کامل قرار بگیرد و تمامی ایرادهاي آن برطرف شود. اگر شما ترجیح می‌دهید یک کنسول‌باز باقی بمانید، نگران نباشید. زمانی که بازی به‌صورت کامل ساخته و آماده انتشار شود، به احتمال بسیار زياد، شاهد عرضه آن روی پلی‌استیشن 4 و ایکس‌باکس وان هم خواهیم بود. دین هال هنوز این موضوع را تایید نکرده است، اما آن را «نسبتا قطعی» خوانده و سیاست‌های اخیر هر دو شرکت نشان می‌دهد که هیچ‌کدام حاضر نیستند DayZ را از دست بدهند.
 
دین راکت هال کیست؟
خالق ماد DayZ برای بازی آرما 2 که در نهایت به ساخت بازی جداگانه‌ DayZ ختم شد، دین هال نام دارد که البته از لقب راکت (Rocket) هم استفاده می‌کند. راکت نیوزیلندی 32 سال دارد و مدتی طولانی را در ارتش این کشور به‌عنوان افسر نیروی هوایی مشغول خدمت بوده است. چند سال پیش در یکی از برنامه‌های اشتراکی ارتش نیوزیلند و سنگاپور، هال به منطقه‌ای براي تمرین‌های سخت و فشرده نظامی فرستاده می‌شود که در همین حین جراحات شدیدی برمي‌دارد. وی برای اینکه از گرسنگی تلف نشود، مجبور می‌شود گیاهان دریایی کپک‌زده‌ کنار ساحل یا ماهی‌های فاسد را بخورد. کمبود غذا، آب و امکانات اولیه‌ زنده ‌ماندن برای او را به یک چالش اساسی تبدیل می‌كند و در نهایت با اتمام این تمرینات، تحت چند عمل جراحی سنگین قرار می‌گیرد تا جراحات وارده مداوا شوند.
پس از این اتفاق، او به سمت بازی‌های ویدئویی روی می‌آورد و نقش تهیه‌کنندگی بازی Speed Racers: The Video Game را به عهده می‌گیرد و پس از اتمام پروژه ماد DayZ برای آرما 2 را می‌سازد و آن را به‌صورت رایگان عرضه می‌کند. اندکی بعد دوباره به خدمت ارتش کشورش باز می‌گردد تا تمرینات نظامی را از سر بگیرد، اما با پیشنهاد شرکت Bohemia Interactive برای ساخت یک بازی کامل از ماد DayZ مواجه می‌شود، پیشنهادی که نمی‌توان ردش کرد.
دین هال علاوه بر اینکه یک نظامی محسوب می‌شود، به کوهنوردی نیز علاقه بسیاری دارد. در مارس 2013 برای اولین بار قله اورست را فتح کرد و چهل و دومین نیوزيلندی فاتح اورست شد. البته یک‌بار فتح این قله باعث نشد که وی باز هم به سمت این کوه حرکت نکند. در تعطیلات ابتدایی سال 2014 و در اوج سرما نیز دین هال باز هم یک بار دیگر به سمت اورست حرکت کرد. همه اینها را گفتیم تا بدانید تمامی تجربات هال، از کوهنوردی گرفته تا تمرینات فشرده و سخت شبیه‌سازی شده‌ نظامی، همه و همه در ساخت این بازی تاثیر بسزایی داشته‌اند. وی بارها در صحبت‌های مختلفی که داشته به این موضوع اشاره مستقیمی كرده که DayZ به نوعی بازسازی تجربه‌ خودش در دنیای واقعی بوده است.


مطالب مرتبط
نظرات کاربران

ارسال نظر در مورد این مطلب:
نام شما : *
آدرس ایمیل : *
متن نظر : *
کد امنیتی :
Refresh Code

لطفا عبارت درج شده در تصویر بالا را در کادر زیر بنویسید

*
 


کليه حقوق اين سایت متعلق به ICTNEWS است.
انتشار مطالب با ذکر منبع و لینک به سایت مجاز است.
تماس با ما: 88946450  فرم تماس با ما
این پرتال قدرت گرفته از :
سیستم مدیریت پرتال و خبرگزاری دیاسافت
ارتباط با ما : 1000030200