http://www.ictnews.ir/
http://ictnews.ir
آرشیوی
نگاهی دیگر به عنوانی سوخته؛جنگ اول به از صلح آخر
نگاهی دیگر به عنوانی سوخته؛جنگ اول به از صلح آخر

یوبی‌سافت استاد دنباله‌دار کردن بازی‌ها به‌شمار می‌رود. سیاست اين شركت بر اين استوار است كه نسخه ابتدایی بازی‌هایش را متوسط بسازد و...

یوبی‌سافت استاد دنباله‌دار کردن بازی‌ها به‌شمار می‌رود. سیاست اين شركت بر اين استوار است كه نسخه ابتدایی بازی‌هایش را متوسط بسازد و به دنبال جذب کاربر باشد و در نسخه‌های بعدی شروع به ساخت یک بازی بی‌نقص کند. FarCry و Assassin’s Creed و خیلی از بازی‌های دیگر نیز از همین قانون پیروی کردند. به‌تازگی بازی Watch Dogs منتشر شد؛ عنوانی که در اولین تبلیغات و رسانه‌ای‌شدنش چنان خوب ظاهر شد که نظر کاربران و بینندگان بسیاری را به خود جلب کرد و تریلر‌های بازی آن‌قدر پرزرق و برق بود که مجال فکر کردن به کسی را نمی‌داد و هرکس بازی را مشاهده می‌کرد، به فکر خرید آن می‌افتاد!
گرافیک بازی خوب است، اما چه خوبی؟
براي بازی کردن در کیفیت مطلوب به یک ابر کامپیوتر نیاز دارید؛ چراکه در نسخه Xbox 360 و PS3 کیفیت مطلوب نیست و بهترین پردازش روی PS4 و Xbox One است. از طرف دیگر اپتیمایز نبودن بازی روی PC باعث شده برای بازی کردن به یک ابر کامپیوتر براي اجرا روی آلترا نياز داشته باشید. (سیستمی که ما برای بالاترین حالت بازی تست گرفتیم هشت هسته و چهار گیگ گرافیک انویدیا و 32 گیگ رم دی‌دی‌ار 3 مخصوص بازی بود که متاسفانه بازی روی آلترا همچنان لگ داشت و کامپیوتر هرچند دقیقه کرش ‌می‌کرد) گرچه بعد از این اتفاق یوبی‌سافت دو پچ دیگر را منتشر کرد، اما عملا این دو پچ نیز دردی را دوا نکردند و بازی همچنان از افت‌فریم شدید در حالت آلترا رنج می‌برد. یکی از نکات مثبت بازی، نورپردازی بسیار خوب آن است. در طول بازی حالات جوی مختلفی وجود دارد که این حالات فضا‌های مختلفی را در شهر به وجود می‌آورند. هر یک از این فضا‌ها نورپردازی خاص خود را دارند، اما جالب‌ترین نکته بازی آنجا است که می‌توانید برق کل شهر را از بین ببرید که یک‌دفعه تمام شهر در سکوت مرگباری فرو می‌رود و برق برای مدتی وجود ندارد و زمانی که برق به بازی بر می‌گردد، یکی‌یکی از نقطه‌ای شروع به روشن شدن محله‌ها و کوچه‌ها و ساختمان‌ها می‌کند که دیدن روشن شدن شهر نکته جالب توجهی است، اما باگ‌های موجود در گرافیک باعث شده هرکسی نتواند از این لذت بهره‌مند شود. موسیقی و صداگذاری بازی خوب است؛ نه چندان که شما را متعجب کند و نه آن‌قدر بد که شما را آزار دهد. گرچه صداگذاری برای آدم‌های شهر بسیار کم است و گاهی دو صدای یکنواخت را در دو آدم کنار هم می‌بینید؛ گویی که شعر می‌خوانند اما صرف‌نظر از چنین مشکلاتی صداگذاری و موسیقی در حد متوسط است. البته قابل اشاره است که تنوع موسیقی در بازی به‌شدت کم حس می‌شود، اما به لطفPlaylist گوشی می‌توانید تا حدودی آن را جبران کنید! اما مشکل دیگر، نبود رادیو در ماشین است. شاید به نظر بی‌کارآمد بیاید که رادیو چه تاثیری در بازی می‌گذارد و خیلی‌ها همچنان آهنگ را در ماشین انتخاب می‌کنند، اما یکی از دلایل بی‌روح بودن شهر به این بزرگی همین نکات کوچکی است که زندگی در آنها جریان دارد. رادیو در سری بازی‌های ‌GTA همیشه لذت خاصی داشت و جریان زندگی را به ‌شما نشان می‌داد، اما در Watch Dogs رادیو وجود ندارد و فقط حق انتخاب محدود ميان آهنگ‌های بازی را دارید.
فریم‌های تکراری
داستان بازی به‌شدت کلیشه‌ای است. خواهرزاده‌ شما (قهرمان اصلی بازی) به‌خاطر شما کشته شده و شما برای انتقام دست به زانو بلند می‌شوید. دوست‌تان به شما خیانت می‌کند و برای رسیدن به نقطه آخر، داستان‌های پشت‌سرهمي در طول مسیر رخ می‌دهند و باید تک‌تک این داستان‌ها را حل کنید، به‌طوری که گاهی این داستان‌ها ارتباط كمي به‌ هم دارند و فقط به‌دليل ایجاد فضای گیم‌پلی به آن اضافه شده‌اند؛ اما تمام مراحل بازی نیز در کشتن یک آدم بد خلاصه می‌شود و به این شکل است که بازیکنان بازی را تا انتها پیش ‌می‌برند.
همین‌طور که در طول داستان پیش می‌روید، حقایق بیشتری به شما نشان داده می‌شود. برخورد با سازمان مخوف CTOS و باند تبهکاری بازی بدون اینکه حتی پایه‌های محکمی داشته باشد، اسکلت‌سازی و چارچوب مستحکمي براي داستان به همراه ندارد و همين باعث شده در اواسط بازی به یکباره کل داستان فروریخته و به‌طور كلي از بازی کردن صرف‌نظر کنید. داستان بازی از نقطه A تا نقطه B در حرکت است. داستان‌ها به آن اضافه می‌شوند و حضور کاراکترها در طول این مسیر كمرنگ مي‌شود. یکنواختی مراحل باعث می‌شود داستان بازی نیز یکدست بوده و تاثیر کمی داشته باشد. حال تصور کنید برای رسیدن به نقطهB داستان‌ها جذابيتی نداشته باشند! چه آشوبی برپا می‌شود. دلیل آن هم بسیار واضح است؛ پرش از سمتی به سمت دیگر!
زمانی که شما کمترین همذات‌پنداری با بازی نکرده‌اید انتظاری نیست بازی را پیش بگیرید، اما Watch Dogs نه‌تنها همذات‌پنداری شما را با یک اتفاق تراژیک بر نمی‌انگیزد، بلکه مدام از حالتی به حالت دیگر تغییر می‌کند و مدام در حال تغییر و تحول در داستان است. همین امر موجب می‌شود شما خود را در ميان دنیای عظیمی ببینید كه در آن غرق شده‌ايد. شخصیت ایدن بیش از حد سرد است. همین سرد بودن را می‌توان در دیالوگ‌هاي وی مشاهده کرد. اما این سرد بودن به‌معنای خشن بودن ایدن نیست. اگرچه سازنده درصد زیادی از خشن و خشک بودن ایدن را به پای حالت مرده و منفعل ایدن گذاشته اما هیچ‌گاه ایدن فاعل نیست و همیشه در حالت منفعل و ركود باقی می‌ماند. شما مدام آدم می‌کشید و دشمنان را از بین می‌برید، اما در بطن داستان اتفاقی غم‌انگیز و تراژیک رخ داده که ایدن هرچه خشن باشد، به‌خاطر مرگ خواهرزاده‌اش دست به انتقام زده، پس در ذات ایدن نوعي گرمي وجود دارد که به سبب وقایع اطراف كمي زمخت شده، اما این زمختی و خشونت ایدن هیچ‌گاه به بازیکن منتقل نمی‌شود و از طرف دیگر داستان مدام می‌خواهد شما را تحت تاثیر چیزی بگذارد که به فکر فرو روید. دزدیدن خواهر شما توسط دوست صمیمی‌تان و بازیچه قرار گرفتن‌توسط او، سعی در نجات‌ خواهرزاده‌تان از دزدیده‌شدن و... اما این اتفاقات هیچ‌گاه احساسی را بر نمی‌انگیزد و از طرف دیگر در طول داستان سازنده می‌خواهد به بازیکن شوك‌هايي وارد كند، اما باز هم اتفاقی نمی‌افتد و تنها تلنگری‌زده که گاهی نیز دلچسب است.
ماجرایی به ‌نام GTA
از طرفی به‌دلیل اینکه عنوانGTA به استاندار این سبک از بازی‌ها تبدیل شده ناخودآگاه مجبوریم نیم‌نگاهی به راک‌استار بزرگ كرده و این دو عنوان را در کنار هم مقایسه کنیم. اگرچه در صورتي كه بخواهیم چنین مقایسه‌ای را بکنیم WD هیچ حرفی برای گفتن ندارد، اما در کوچک‌ترین اجزای شهر سازی نیز ناکام مانده و تنها بار مدل‌سازی شهر را به خود تحمیل کرده و نه بیشتر.
ساختار شهر به‌شدت محدود است، به‌طوری که در تمام شهر محیط‌هایی که می‌توانید به آنها داخل شوید از انگشتان یک دست کمتر بوده و به اسلحه‌فروشی‌، مواد‌ منفجره‌، لباس‌فروشی و رستوران محدود می‌شود و شهری که اسم خود را دنیای باز گذاشته و آزادی عمل را شعار قرار داده هیچ‌گونه آزادی به شما نمی‌دهد و فقط می‌توانید از کوچه‌ای به کوچه دیگر بدون هیچ دلیلی حرکت کنید.
یکی از جذابیت‌های بازی‌های دنیای باز این است که پس از تمام کردن خط داستانی بازی، گشت و گذار در شهر همچنان لذت‌بخش بوده و مینی‌‌گیم‌های بازی جذابیت خاصی دارند و با این حال باز هم بازی را اجرا کرده و در شهر قرار می‌گیرید. ماجراهای مختلفی را پشت‌سر می‌گذارید، اما Watch Dogs پس از اتمام خط‌داستانی هیچ کششی برای دوباره بازی کردن و لذت بردن از دنیای مجازی را برای شما به ارمغان نمی‌آورد و در یک بازی اکشن خلاصه می‌شود که فقط در محیط بزرگی رخ داده است. از سوی دیگر در شهر به‌این بزرگی مینی‌گیم‌های به‌شدت تکراری و خسته‌کننده چیده شده است؛ کارت بازی کردن، تردستی یا مسابقه نوشیدن نوشابه! که کاملا تکراری هستند و تفاوت زیادی با یکدیگر ندارند و همه در یک سیکل دائم خلاصه می‌شوند. فقط کاراکتری که برای بازی کردن مقابل شما قرار می‌گیرد در هر نقطه از شهر با ظاهری متفاوت ديده می‌شود و تاثیر مینی‌گیم‌ها در مهارت‌های ایدن است که در ادامه به ‌آن اشاره می‌کنیم.
در زمینه مینی‌گیم‌ها هم بازی حرف چنداني برای گفتن ندارد و ماموریت‌های جانبی نیز در دو حالت خلاصه شده‌اند؛ اول آنکه ماموریت از بین بردن یک گروه و دوم فرار از دست پلیس به‌وسیله خودرو و وسایل نقليه محدودی است که در بازی گنجانده شده است. به‌طور کل پنج نوع موتور و از هر کلاس خودرو هفت، هشت ماشین در شهری به این بزرگی دیده می‌شود. از طرفی در کنار این معماری بد و ضعیف شاهد یک اکشن متوسط و به‌شدت سطحی هستیم.
رها شده در دنیای دیجیتال
گیم‌پلی Watch Dogs تلفیقی از هک کردن (هرچیزی!) اکشن و یک بازی نصف Open world و نصف دیگر بی‌کارآمد است. اولین چیزی که در WD جلب نظر می‌کند محیط باز آن است و تنها چیزی که به‌کار شما نمی‌آید همین محیط باز است! در اين شهر بزرگ در عمل هیچ کاری نمی‌توانید بکنید، تنها می‌توانید به ساندویچ‌فروشی رفته و یک نوشابه بنوشید یا به یک دکه سرزده و یک نوشابه انرژی‌زا بخورید که تاثیر آن در حالت Slow motion بازی است و باعث می‌شود مقداری بیشتر از حد مجاز از این حالت استفاده کنید. محیط، وسعت و جزئیات بسیار خوبی دارد، اما بازی در همین محیط‌های بی‌کارآمد خلاصه شده است. در بيشتر مواقع شما با محیط پیرامون تعاملی ندارید و تنها در طول مراحل بازی خود را مجبور می‌کنید که در محیط بگرديد و ناشناخته‌های بازی را به اجبار ببینید. این نداشتن تعامل با محیط با این وسعت بالا باعث می‌شود هیچ‌گاه از بازی با عنوان open world لذت نبرید و با کلیشه‌های آن‌ درگیر شوید
یک اتفاق غیرمنتظره
اما پس از انتشار شاهد عنوان ضعیفی بودیم که نه‌تنها خواسته‌ها را برآورده نکرد که حتی از متوسط هم پایین‌تر و به لحاظ ساختاری ضعیف‌ بود! برای همین در این مقاله قصد داریم به آن‌سوی میدان برویم و از نقطه‌ای دیگر به بازی نگاه کنیم؛ نقطه‌ای که شاید کمتر کسی جرات دیدنش را داشته یا حتی آن را ندیده باشد.


مطالب مرتبط
نظرات کاربران

ارسال نظر در مورد این مطلب:
نام شما : *
آدرس ایمیل : *
متن نظر : *
کد امنیتی :
Refresh Code

لطفا عبارت درج شده در تصویر بالا را در کادر زیر بنویسید

*
 


کليه حقوق اين سایت متعلق به ICTNEWS است.
انتشار مطالب با ذکر منبع و لینک به سایت مجاز است.
تماس با ما: 88946450  فرم تماس با ما
این پرتال قدرت گرفته از :
سیستم مدیریت پرتال و خبرگزاری دیاسافت
ارتباط با ما : 1000030200