http://www.ictnews.ir/
http://ictnews.ir
آرشیوی
بررسی بازی زندگی غریب است
بررسی بازی زندگی غریب است

مدتي است روند انتشار سریال‌گونه بازی‌های ویدیویی رونق گرفته، به‌گونه‌ای که این گرایش حتی به سری بازی‌های ریشه‌دار رزیدنت‌اویل نیز راه پیدا کرد.

اما انتشار سریالی یک بازی ویدیویی چه مزایا و چه معایبی خواهد داشت. یکی از مزایای این اقدام شامل بازی‌کننده‌ها می‌شود، به‌شكلي که مجبور نیستند یکجا هزینه‌ای نزدیک به 60 دلار برای خرید یک عنوان در نظر بگیرند و احتمالا پس از تجربه آن از کرده خود پشیمان شوند. قسمت اول را با هزینه حداکثر 10 دلار خریداری کرده و اگر قسمت نخست باب میل‌شان بود با رغبت بقیه‌ قسمت‌های اثر محبوب خود را دنبال می‌کنند. البته این مورد در میان بازی‌کننده‌های ایرانی اهمیت چندانی ندارد؛ چراکه استفاده از نسخه‌های کپی در کل هزینه زیادی نخواهد داشت، مگر اینکه مجبور به استفاده از کنسول‌های نسل هشتم و به تبع آن رعایت اجباری قانون کپی‌رایت باشید. از سوی دیگر انتشار قسمت به قسمت بازی ویدیویی کار سازندگان آن را سخت‌تر می‌کند؛ چراکه اگر یک قسمت به اندازه کافی جذاب نباشد، سازنده اثر، بخش مهمی از مخاطبان خود را از دست خواهد داد. بسياري به‌دلیل ضعف قسمت دوم و با خاطره آن دیگر به سراغ قسمت سوم نمی‌روند، در‌حالی‌که شاید قسمت سوم یکی از بهترین عناوین منتشرشده تاریخ بازی‌های ویدیویی باشد. در این متن به بررسی بازی «زندگی غریب است» خواهیم پرداخت؛ عنوانی که قرار است در پنج قسمت به داستان عجیب و غریب زندگی جوانی به نام مکس بپردازد.
مکس دانشجوی رشته عکاسی در دبیرستان یک شهر کوچک است. قهرمان داستان شخصیتی گوشه‌گیر دارد و به همین دلیل استادان و دانشجویان رابطه چندان خوبی با وی ندارند، اما یک اتفاق عجیب و به‌دست آوردن نیروی به عقب برگرداندن زمان، زندگی مکس را تغییر می‌دهد. در عالم رویا مکس در جنگل و در آب‌ و هوای توفانی به‌دنبال آهویی زیبا به راه می‌افتد تا اینکه خود را در کنار فانوس دریایی پیدا می‌کند. با رسیدن به فانوس دریایی قهرمان داستان متوجه گردبادی هولناک می‌شود که با سرعت به سمت شهر حرکت کرده و قایقی بزرگ را به سمت فانوس دریایی پرتاب می‌کند. با این اتفاق، مکس از عالم رویا خارج شده و به‌سرعت متوجه می‌شود از قدرت به عقب برگرداندن زمان برخوردار شده است. این قدرت از کجا به یک دانش‌آموز معمولی هدیه شده و دلیل اهدای آن چه بوده، موضوعی است که قرار است در پنج قسمت «زندگی غریب است» به آن پرداخته شود.
زندگی غریب است، در ژانر داستانی قرار می‌گیرد و بنابراین در جریان آن قرار نیست از هیچ اسلحه سرد و گرم خاصی استفاده شود یا با زدن کلیدهای مختلف با نیروهای دشمن نبرد کنید. تصمیم‌گیری در مواجهه با موقعیت‌های متفاوت و در مواردی حل معماها، گیم‌پلی بازی را تشکیل داده‌اند سبکی که استاد مسلم آن دیوید کیج با آثاری همچون رگبار باران یا ماورا: دو روح به‌شمار می‌آید. در هر محیط آیتم‌های فراوان و شخصیت‌های زیادی وجود دارند که نحوه تعامل با آنها می‌تواند بر آینده داستان تاثیرگذار باشد. در گفت‌وگو با کاراکتر‌ها چند دیالوگ مختلف در اختیار دارید که با انتخاب هرکدام از آنها کاراکتر مقابل عکس‌العمل منحصربه‌فرد خود را نشان خواهد داد. انتخاب یک دیالوگ ممکن است به ناراحتی طرف مقابل و به هم خوردن رابطه‌تان منجر شود یا اینکه یک دشمنی دیرینه را به دوستی مبدل کند. در برخورد با آیتم‌ها نیز وضعیتی مشابه وجود دارد و تغییر یک آیتم می‌تواند اثر خاص خود را بر ادامه داستان بگذارد. در جست‌وجوی آیتم‌های موجود در اتاق نزدیک‌ترین دوست‌تان، جعبه‌ای در بالای کمد نظر شما را به خود جلب می‌کند، اما در زمان پایین آوردن جعبه، وسایل درون آن روی زمین ریخته و برخی از آنها می‌شکنند. بهترین دوست‌تان به‌شدت ناراحت شده و نگران می‌شوید نکند این اتفاق تاثیر بدی بر ادامه داستان بگذارد، اما نگران نباشید؛ چراکه با وجود قدرت خاص مکس همه‌چیز قابل جبران است. در زندگی غریب است، تصمیم‌گیری تا حدودی راحت‌تر از عناوین مشابه خواهد بود؛ چراکه با تکیه بر قدرت ویژه قهرمان داستان می‌توان زمان را به عقب برگرداند و تصمیم خود را عوض کرد. در تجربه اثری مانند رگبار باران حتما بارها با خود گفته‌اید ای کاش امکان به عقب برگردان زمان وجود داشت تا بتوان در هربار تصمیم‌گیری، حاصل تصمیم‌های مختلف را دید و بهترین را انتخاب کرد. طراحان زندگی غریب است دقیقا این درخواست بازی‌کننده‌ها را در نظرگرفته‌اند و آن را محور اصلی ساخت عنوان خود قرار داده‌اند. در صحبت با یکی از کاراکترها و انتخاب دیالوگ موجب ناراحتی وی شده‌اید، در این موقعیت تنها کافی است با استفاده از قابلیت به عقب برگرداندن زمان به چند ثانیه قبل برگردید و دیالوگ خود را تغییر دهید. در زمان برداشتن کتاب قرض گرفته‌شده به یکباره لیوان نوشیدنی روی آن می‌ریزد و به‌راحتی با برگرداندن زمان از این اتفاق جلوگیری می‌کنید. البته اشتباه نکنید، داستان بازی در این اتفاق‌های ساده خلاصه نمی‌شود و اینها تنها مقدمه‌ای هستند برای آماده کردن مکس در مواجهه با اتفاق‌های بزرگ‌تر و سرنوشت‌سازتر. با وجود این قدرت استثنایی هیچ‌گاه به‌طور قطع نمی‌توان گفت بهترین تصمیم را گرفته‌اید و مکس نیز با دیالوگ‌های شک‌برانگیز خود پس از هراقدام، این دو دلی شما را افزایش می‌دهد تا هر تصمیم ارزش خاص خود را داشته باشد.
گیم‌پلی بازی تنها در صحبت‌ کردن یا به عقب برگرداندن اتفاقات خلاصه نمی‌شود و در برخی از صحنه‌ها با موقعیت‌هایی مواجه می‌شوید که هیجان آنها دست کمی از یک نبرد با غول در عناوین اکشن ندارد. در صحنه‌ای باید از تیر خوردن کلویی (Chloe)، نزدیک‌ترین دوست مکس جلوگیری کنید و در اتفاقی دیگر بازهم باید کلویی را از تصادف با قطار و مرگی دلخراش نجات دهید. البته با تکیه بر قدرت به عقب برگرداندن زمان دیر یا زود از این صحنه‌ها سربلند بیرون خواهید آمد و در کل شکست خوردن جایی در زندگی غریب است، ندارد با این وجود همین صحنه‌ها موجب می‌شوند گاهی کمی احساس هیجان کنید و بازی از حالت یکنواخت و کم هیجان خارج شود.
در زندگی غریب است به‌خوبی از توانایی قهرمان داستان در اضافه‌کردن معماهای مختلف به گیم‌پلی استفاده شده که باید گفت یکی از بهترین بخش‌های بازی را به خود اختصاص داده‌اند. مکس براي تعمیر دوربین عکاسی محبوبش به ابزار نیاز دارد، اما جعبه ابزار در گاراژ و در ارتفاعی به دور از دسترس وی قرار گرفته است. بلافاصله متوجه می‌شوید با روشن کردن لباسشویی و تکان‌های شدید آن، جعبه ابزار به پایین خواهد افتاد. لباسشویی را روشن می‌کنید، اما با این اقدام جعبه ابزار پس از افتادن به زیر میز می‌رود. حالا زمان را به عقب برمی‌گردانید و پیش از روشن کردن لباسشویی تکه‌ای مقوا را زیر میز قرار می‌دهید تا جعبه ابزار پس از افتادن روی آن قرار بگیرد.
همه تصمیم‌‌گیری‌ها بر روند داستان تاثیر نمی‌گذارند و خوشبختانه بازی با نمایش پیغام در گوشه بالای تصویر، شما را از تاثیرگذار‌بودن یا نبودن تصمیم‌تان در روند اصلی داستان آگاه خواهد کرد تا اگر شنیدن صحبت‌های مختلف کاراکترها و کمک کردن به آنها چندان برای‌تان مهم نیست، تنها روی مسیر اصلی داستان تمرکز کنید. باید اعتراف کرد بيشتر وقایع جانبی همچون کمک کردن به اثبات بی‌گناهی یکی از دانشجویان با نام کیت به اندازه‌ای خوب طراحی شده‌اند که گذشتن از آنها کار چندان راحتی نیست. نتیجه تمام تصمیماتی که گرفته‌اید و وضعیت رابطه‌تان با کاراکترهای مختلف به‌صورت متنی کوتاه در دفترچه یاداشت مکس قابل دسترسی است تا هر وقت خواستید از ابتدا تا انتها، داستان اقدامات خود را به‌صورت پیوسته مطالعه کنید.
زندگی غریب است، با استفاده از نسخه سوم موتور گرافیکی Unreal ساخته شده اما متاسفانه طراحان بازی نتوانسته‌اند از تمام قابلیت‌های این موتور گرافیکی قدرتمند بهره بگیرند. گرافیک بازی چیزی ميان گرافیک کارتونی با سایه‌زنی‌های منحصربه‌فرد و گرافیک واقعی است و در کل نام زندگی غریب است را نمی‌توان در فهرست بهترین گرافیک‌های سال 2015 یا حتی چند سال قبل قرار داد. دیگر ضعف بازی، ناهماهنگی حرکت لب و صورت کاراکترها با دیالوگ‌های مورد استفاده است مقایسه کنید با فناوری‌های به‌کارگرفته شده در رگباران باران یا ماورا: دو روح برای هرچه زنده‌تر به نظر رسیدن کاراکترها که هر بیننده‌ای را شگفت‌زده می‌کردند.
زندگی غریب است حداقل در دنیای مجازی به یکی از آرزوهای دیرینه همه ما در به عقب برگرداندن زمان و تغییر تصمیمات نادرست تحقق بخشیده؛ هرچند با یک گرافیک بهتر این تجربه می‌توانست لذت‌بخش‌تر و باورپذیرتر باشد. تا به امروز سه قسمت از پنج‌گانه زندگی غریب است منتشر شده و باید اعتراف کرد با تجربه سه قسمت اول انتظار برای به‌نتیجه رسیدن داستان عجیب و غریب زندگی مکس یکی از سخت‌ترین کارهایی است که هر بازی‌کننده‌ای در سال 2015 انجام خواهد داد.


مطالب مرتبط
نظرات کاربران

ارسال نظر در مورد این مطلب:
نام شما : *
آدرس ایمیل : *
متن نظر : *
کد امنیتی :
Refresh Code

لطفا عبارت درج شده در تصویر بالا را در کادر زیر بنویسید

*
 


کليه حقوق اين سایت متعلق به ICTNEWS است.
انتشار مطالب با ذکر منبع و لینک به سایت مجاز است.
تماس با ما: 88946450  فرم تماس با ما
این پرتال قدرت گرفته از :
سیستم مدیریت پرتال و خبرگزاری دیاسافت
ارتباط با ما : 1000030200