 |
|
اين مرد حرف نميزند
|
 |
|
نویسنده : آرش
برهمند
ایمیل :
arash@ictnews.ir
اين ضربالمثل خلايق هرچه
لايق واقعا زيبنده و شايسته صنف
موبايلفروشي ايران است.
با گذشت 13 سال از عرضه اولين
سيمكارت در ايران تاكنون شركتهاي
موبايل فروش ايران فقط صلاح را در
مخفي كردن و مخفي شدن ديدهاند. قاچاق
پديدهاي است كه اين صنف با آن زندگي
كرده است و در حقيقت از خاستگاه اين
صنف به آن به ارث رسيده است.
موبايلفروشان از بسياري جهات فرزندان
خلف يكي از سنتيترين طيفهاي بازار
ايران يعني لوازم خانگي هستند و
متاسفانه از اين بازار فقط محدوديتها
را به ارث بردهاند و از قابليتهاي
پدران و برادران خود بيبهرهاند.
اينكه نوشتم قاچاق جزئي از حيات
روزمره موبايل فروشيهاست وچه در شركت
و چه درمغازه، آنها را تعقيب ميكند
نيز حاصل همين ميراث است. بازار
موبايل نيز هم چون پدرانشان در بخش
لوازم خانگي و برادرانشان در بخش صوتي
و تصويري چنان تنيده در ريسمانهاي
قاچاق است كه بايد اذعان كرد كاملا
بري دانستن يك شركت فروشنده موبايل يا
حتي به كل قاچاقي دانستن آن بسيار
دشوار يا حتي غيرممكن است.
چنانكه نميتوان انكار كرد طيف
گستردهاي از پيشگامان شركتهاي
موبايل ايران به اين اميد از بازار
لوازم خانگي به اين بخش مهاجرت كردند
كه ديدند كالاي اين بازار جديد و رو
به گسترش كم حجم است و قاچاقپذير.
شماتت كردن موبايليها يا متهم كردن
آنها به قاچاقچي بودن و مشوق قاچاق
بودن هم عمل منصفانهاي نيست چرا كه
آنها منطق را در حجرههاي بازارهايي
ياد گرفتهاند كه در آن به آنها
آموختهاند تجارت
انجاست كه پول است و در
مقايسهاي تاريخي نه موبايليها و نه
صنوف قديميتر چون لوازم خانگي و صوتي
و تصويري هنگامي كه قاچاق امري ناگزير
نبوده است دست به اين عمل، آلوده
نكردهاند.
شايد مهمترين پاشنه آشيل اين
شركتها اين باشد كه سكوت كردن را از
پدران خود ياد گرفتهاند ولي متحد
بودن و صنف دانستن را نياموختهاند.
چنانكه نه در هنگام تعرفههاي جديد،
نه هنگام اوج گرفتن قاچاق، نه هنگام
لغو شدن ثبتنام و نه هنگام
ورشكستشدن هيچ يك از آنها جرات
سربلند كردن و حرف زدن را نداشته است.
حتي حركتهاي صنفي آنها هم در هياهوي
چند صنف مختلط و مدعي گم شده است.
به نظر ميرسد پس از يك دهه بايد اين
صنف ميان حرف زدن يا فنا شدن يكي را
انتخاب كنند. |
|