 |
|
گاهی مینویسم , گاهی داد می زنم ,
گاهه فیلم میسازم |
 |
|
آن روز كه روبروي سينما
فلسطين عدهاي جمع شده بودند و
عليه فيلم "آدم برفي"و كارگردان و
عواملش وحتي كسي كه اجازه اكران
آن را صادر كرده بود شعار
ميدادند چه كسي گمان ميكرد يا
حتي ميتوانست حدس بزند كه كمتر
از يك دهه بعد يكي از سر دستگان
آن اعتراض، خود كارگردان سينما
شود؟ اين دور روزگار است يا جبر
زمانه كه مسعود دهنمكي را از
اعتراضهاي پر شعار خياباني و
سردبيري هفته نامهاي تند خو به
كارگرداني سينما كشانده است؟ هر
چه باشد اين روزها از آن مسعود پر
سر و صدا در عالم سياست كمتر
صدايي شنيده ميشود و هر چه هست
جنجال در رابطه با اولين فيلم
بلند سينمايياش است اما يك چيز
همواره در او ثابت است، دهنمكي
هر جا كه باشد سر و صدا دارد هر
چند با ظاهري آرام و ساكت.
گفتگوي ديجيتالي ما با مسعود
دهنمكي قبل از جشنواره فجر انجام
شد يعني زمانيكه هنوز "اخراجيها
" در التهاب رسيدن به جشنواره بود
و دهنمكي آنقدر سرش شلوغ بود كه
چند باري قرار مصاحبه تغيير كرد.
مصاحبه در محل كار او انجام شد
؛ساختماني قديمي كه تجربه
جبهه،شلمچه و فكه را دارد.
خيليها ميگويند دهنمكي تغيير
كرده است آنقدر كه حتي ميشود
درباره ديجيتال با او صحبت كرد
اما مسعود حتي در زمان تند رويش
كه در نشريه جبهه فرياد ميزد هم
كامپيوتر باز بود و اتفاقا در
دانشگاه كامپيوتر ميخواند. امروز
كه اين مصاحبه را ميخوانيد،
جشنواره فجر تمام شده و
"اخراجيها" با جنجال در انتظار
اكران است؛جنجالي كه با فريادهاي
دهنمكي در مراسم اختتاميه به اوج
رسيد؛حالا انگار دوباره زمان
"گاهي فرياد" زدن مسعود دهنمكي
است.
در زندگي چقدر از وسايل ديجيتالي
استفاده ميكنيد. ارتباط شما با
دنياي ديجيتال به چه صورت است؟
فكر ميكنم يكي از كاربرديترين
ابزار ديجيتالي يا عرصه الكترونيك
كامپيوتر است كه در رشته كاري ما
توانست تحول ايجاد كند. كار من با
روزنامهنگاري شروع شد. اولين
برخوردي كه من با كامپيوتر داشتم
؛ به غير از حروفچيني، استفاده از
گرافيك كامپيوتري بود كه واقعا
تحولي در كار ما ايجاد كرد. نشريه
ما از معدود نشرياتي بود كه از
گرافيك كامپيوتري بهره ميبرد.
يادم هست كه با نسخه سوم فتوشاپ
كار ميكرديم. همان زمان
استفادههاي ديگري هم از تكنولوژي
الكترونيكي ميكرديم، از مشتركان
تا باقي مسايل، البته نميشد
كاملا به آن اطمينان كرد.
من از سال 77 وارد عرصه نشريه
الكترونيكي شدم كه نشريه شلمچه را
به صورت CD منتشر كرديم. بعد از
آن نيز سايت اينترنتي شلمچه را
راهاندازي كرديم. به هر حال
ديجيتال و الكترونيك جزئي از
زندگي ما شده است و در عرصههاي
كاري و زندگي روزمره همه ما وارد
شده، خيلي جاها كارها را راحت
كرده و خيلي جاها دردسر درست كرده
است.
به هر حال مسئلهاي است كه با آن
سر و كار داريم.
اگر از يك نوع وسيله، دوگونه
آنالوگ و ديجيتال وجود داشته باشد
ترجيح شما براي انتخاب كدام است.
براي مثال ترجيح ميدهيد از يك
ضبط صوت كاست استفاده كنيد يا از
يك Mp3 پلير؟
اتفاقا مثال خوبي زديد؛ مثالي است
كه براي من از امور كاربردي محسوب
ميشود. بدين جهت كه ما در دفتر
كارمان انجام مصاحبه داريم. اگر
مصاحبه شوندهها محدود باشند و
كاربر هم حرفهاي باشد، صرفه با
اين است كه از ديجيتال بهره
بگيريم اما وقتي آمار كارمان بالا
ميرود، هنوز هم نتوانستم اين
ريسك را بكنم كه از ديجيتال
استفاده كنم. در حال حاضر من در
حال جمعآوري دايرهالمعارف اسارت
هستم.
ماهانه 200 تا 300 ساعت مصاحبه
انجام ميشود. با علم به اين كه
بايد در آينده همه اين مصاحبهها
به صورت فايلهاي صوتي در
كامپيوتر آرشيو شود اما هنوز اين
ريسك را نميكنيم كه مصاحبه با
دستگاههاي ديجيتالي انجام شود و
با ضبطهاي كاست مصاحبه را انجام
ميدهيم البته در باقي موارد مثل
حفظ بانك عكس و اطلاعات از
كامپيوتر استفاده ميكنيم.
اين مسائل درحوزه كار شما بود. در
زندگي شخصي چطور؟ چه استفادههايي
از ديجيتال ميكنيد؟
در زندگي شخصي، ديجيتال غلبه دارد
بر آنالوگ.
آقاي دهنمكي! اگر كسي از شما
بپرسد چه چهرهاي داريد، چه جوابي
ميدهيد؟ بدين معنا كه دهنمكي،
روزنامهنگار است يا رزمنده، فعال
سياسي است يا سينماگر و يا حتي
وبلاگنويس، كدام را ترجيح
ميدهيد.
ترجيح ميدهم كه بگويم همه اينها
هستم. يعني اينهايي كه شما گفتيد
ابعاد شخصيتي يك آدم است. مثل
اشكال هندسي چند وجهي است كه هر
كدام يك ضلع اين چند وجهي هستند.
هر از گاهي يكي از اين وجوه بر
ديگري غلبه ميكند. اينها كه
گفتيد هر كدام به نوعي درونيات يك
انسان نوعي مثل من را بيان
ميكند. افكار و آراي آدم را ظهور
و بروز ميدهد. بعضي اوقات سطحي
است، بعضي اوقات هم ماندگار. من
در استفاده از هر تكنيك براي طرح
افكارم سعي ميكنم با مخاطب خاص
آن حوزه حرف بزنم.
براي مثال اگر من آرمانهايي دارم
كه بخواهم با زبان روشنفكري بيان
كنم، مخاطب عام نخواهم داشت.
من حرفهايم را در فيلم
"اخراجيها" به زبان طنز گفتهام،
كما اينكه اگر بخواهم مقاله
بنويسم همين حرفها را خيلي جدي
ميزنم. به دليل اينكه مخاطب هر
رسانه متغير است.
به نظر شما اين رسانهها ابزار
است؟
بله ابزار است. مهم اين است كه ما
از ابزار استفاده كنيم نه ابزار
از ما، يعني تصرف در تكنولوژي و
تكنيك يك مسئله است و مسئله ديگر
اينكه تكنولوژي ما را تصرف
ميكند. مثل اينكه فردي وارد
ژورناليسم ميشود و ژورناليسم
افكار و تفكرات او را تحت تاثير
قرار ميدهد.
ديگري با ايده طرح آرمانها وارد
سينما ميشود اما تكنيك سينما و
اقتضائاتش از او آدم ديگري درست
ميكند.
فكر ميكنم داشتن بنيه فكري قوي
ميتواند از در خدمت قرار گرفتن
تكنولوژي ممانعت كند.
اما اكثر اين موارد زاده ماشينيسم
و مدرنيسم است. فكر ميكنيد
ميشود از برخي استفاده كرد و با
برخي مخالفت كرد؟
البته اين يك بحث فلسفي است. اين
نحله فكري وجود دارد كه اساسا
مخالف تكنولوژي و تكنيك هستند و
تفكر ديگر موافق تكنولوژي است.
ولي به هر حال من خودم به اين
نتيجه رسيدهام كه ماهيتا همه چيز
در خدمت بشر قرار دارد. خداوند
همه چيز را براي بشرخلق كرده است
كه در خدمت زندگي، سلوك و تكاملش
قرار بگيرد چرا كه در آخر زمان
همه آن چيزي كه بشر كشف كرده،
جزئي از آني است كه ميتوانست به
آن برسد.
مهم اين است؛ فردي كه ميخواهد از
تكنولوژي استفاده كند و در خدمت
بشر قرار بدهد، خودش ذات بشرياش
را از دست ندهد يعني تبديل به
ماشين نشود.
روند حركتي شما از سالي كه
شناختهتر شديد تا امروز، آن جوري
كه پيش آمديد هر فردي كه نام شما
را ميشنود، ميگويد كه مسعود
دهنمكي قدم در راهي گذاشته كه
محسن مخملباف حركت كرد. به ظاهر
آن آدم آرمانگراي تندرو در مسيري
حركت كرده كه نشان از تغيير رويه
ميدهد. كسي كه معتقد بود فيلمي
مثل آدمبرفي نبايد اكران شود،
حالا فيلم كمدي ميسازد و از
بازيگراني استفاده ميكند كه
ارزشي نيستند. اكبر عبدي كه در
آدمبرقي بازي ميكرد در فيلم شما
هم بازي ميكند.
البته اين حرف به آن جايي
برميگردد كه ما آدمها را براساس
شنيدهها ميشناسيم نه براساس
ديده. حضرت علي (ع) ميفرمايد
فاصله بين حق و باطل چهار انگشت
است؛ ديدن و شنيدن. ما همه همديگر
را از زاويه اخبار و روزنامهها
شناختيم نه در برخورد مستقيم.
مخصوصا در دهه گذشته كه دوره
تخاصمآرا بوده است، همديگر را به
چشم نقد منصفانه نگاه نميكرديم.
براي من آرمانهاي خاصي تعريف شده
است كه مبتني بر اخلاقيات است و
در يك چارچوب مشخص حركت ميكنم.
حرفهاي من ثابت است بعضي اوقات
به نفع يك جرياني است و اوقاتي
ديگر به نفع جريان ديگري. گاهي
اين حرفها را مينويسم، گاهي داد
ميزنم و گاهي در مديوم سينما حرف
ميزنم. شما فيلم فقر و فحشا را
ميتوانيد در نوشته 8 سال گذشته
من ببينيد يا كدام استقلال كدام
پيروزي همان مطالب نه چپ و نه
راست است كه در نشريه جبهه
مينوشتم.
در راه رسيدن به آرمانهايم نيز
از استفاده ابزار هيچ ابايي
نكردم.
همان موقعي كه خيلي از همفكران من
قائل به روزنامه نبودند، من
روزنامه منتشر ميكردم. خيلي از
آدمهايي كه تازگي به اين نتيجه
رسيدهاند كه با زبان سينما حرف
بزنند، من با همان فيلم اولم به
اين نتيجه رسيدم.
فيلم اخراجيها، مضمونش همان
حرفهاي من است. حتي خيلي از
بازيگراني كه شما اشاره كرديد و
در اين فيلم بازي ميكنند، وقتي
فيلمنامه را خواندند گفتند كه حرف
آنها هم هست. من با فطرت مشترك
انسانها كار دارم نه با خط و
خطوط جناحي.
به هر حال خودم را با هيچ كس
مقايسه نميكنم. اگر منظور عدول
از آرمانهايم باشد كه اينگونه
نيست. نميدانم؛ منظور از تندروي
چيست؟ اگر تند حرف زدن باشد، بله
من راديكال مينويسم و حرف
ميزنم، اگر در عرصه فيلم هم است
كه ملاحظه هيچ كس را نميكنم. مهم
براي من تفاوت در ديدگاه است.
بايد تفاوت وجود داشته باشد تا
ديده شويم.
من به متفاوت بودن اعتقاد دارم.
حالا امكان دارد در اين راه كسي
مخملباف شود، كسي طبرزدي براي من
مهم است كه خودم باشم.
وبلاگ جديدتان از فروردين 85
راهاندازي شده قبل از آن هم
وبلاگ داشتيد؟
سايت داشتم.
شخصي بود؟
بله
چرا سايت تعطيل شد و شروع به
وبلاگنويسي كرديد؟
مشكلات فني پيدا كرد، از قبيل
سرور و...
چرا بلاگفا را انتخاب كرديد؟
بدون هيچ انگيزهاي
ميزبانهاي ديگري هم بود.
بله دليل خاصي نداشت.
چرا زمينه وبلاگ را مشكي
كردهايد؟
از لحاظ زيباشناسي به نظرم رنگ
خوبي آمد.
معمولا نوشته سفيد در زمينه سياه
به خوبي قابل خواندن نيست.
به اين نتيجه رسيدم كه در وبلاگ
مطالب كوتاه بنويسم و بلندنويسي
نكنم. در اين حد احساس كردم كه
چشم را آزار نميدهد. شايد در
آينده رنگ زمينه را عوض كردم.
در سياست هنوز به خودي و غيرخودي
معتقد هستيد.
اساسا خودي و غيرخودي با بشر عجين
است.
در حوزه اينترنت هم به اين جريان
معتقديد؟
درحوزه وبلاگنويسي دامنه خودي و
غيرخودي متفاوت است. بحث خودي و
غيرخودي را مقام رهبري مطرح كرد؛
بدين معنا كه هر چيزي كه با منافع
ملي ما مخالف است غيرخودي است.
اين با چارچوب جناحها متفاوت
است. آنها مسايل جناحي را
ميبينند و مصداق هر كه با ما
نيست بر ماست، هستند. بحث رهبري
فراجناحي است. براي من در عرصه
وبلاگنويسي بحث خودي و غيرخودي
تا جايي است كه خطوط قرمز اخلاقي،
انساني و ديني رعايت شود.
شما در حوزه فعاليت سياسي وجه
تشابه كمي با جبهه مشاركت داريد
ولي در وبلاگتان به سايتي لينك
ميدهيد كه اعتقادات تند مشاركتي
دارد.
اگر يادتان باشد در نشريه خودم هم
با اينكه در يك جريان سياسي و
فكري خاص بوديم مصاحبههاي مفصلي
با مهاجراني، عباس عبدي، عرب
سرخي، ابطحي و... انجام ميدادم و
سعي ميكردم تعهداتم را نسبت به
مخاطب انجام دهم. گاهي اوقات حتي
جوابيههاي ابراهيم نبوي را با
اينكه توهينآميز بود چاپ
ميكردم، يا اگر به اين نتيجه
ميرسيدم كه اشتباهي مرتكب
شدهام، آن را اصلاح و عذرخواهي
ميكردم.
در حوزه وبلاگ تصميم من بر اين
بود كه هر كس لينك داد به او لينك
بدهيم مگر اينكه واقعا غيرقابل
تحمل باشد. بعضي وقتها
وبلاگهايي لينك ميدهند كه تعجب
ميكنم. وبلاگهايي با مطالب
عاشقانه و عشقولانه لينك ميدهند.
من هم به اين مسئله احترام
ميگذارم حتي به اين فكر ميكنم
كه اگر به لينكش جواب بدهم به ضرر
آن وبلاگ تمام ميشود كه لينك
وبلاگ من در وبلاگ او باشد. هر
وقت هم لينك را حذف كردند من هم
حذف ميكنند. به نظر من در عرصه
وبلاگنويسي با اتفاق جديدي مواجه
هستيم، عرصه تحمل همديگر ايجاد
شده است.اوايل خيليها به من
اعتراض ميكردند كه چرا به
بعضيها لينك ميدهم اما ديگر اين
مسايل حل شده و فضاي خوبي براي
حرف زدن ايجاد شده است.
يعني تا جايي كه با اعتقاداتتان
مشكل نداشته باشد به اقتضائات
اينترنت تن ميدهيد.
به نظر من بايد حقوق اجتماعي
افراد رعايت شود.
وبلاگتان روزانه چند نفر
بازديدكننده دارد؟
آمار بلاگفا آن چيزي نيست كه
واقعا آمار بازيدكنندهها است اما
طبق كنتور بلاگفا از 300 نفر تا
900 نفر بازيدكننده دارم.
تا به حال فيلمهايتان توقيف شده
است؟
نه، فقط فقر و فحشا اجازه اكران و
تكثير نداشت.
اما اين فيلمها در اينترنت موجود
است، حتي در سايت خودتان.
من هزينهاش را هم پرداخت كردم.
دادگاه هم رفتم. من طبق اعتقاد
خودم رفتار ميكنم. حتي سايت
سوئدي كه فيلم مرا براي دانلود
گذاشته بود، فيلتر شد.
اگر وبلاگ احتياج به ثبت داشت،
ثبت ميكرديد؟
بله ثبت ميكردم.
روزي چند ساعت از اينترنت استفاده
ميكنيد؟
در مجموع روزي يك ساعت.
فقط با وبلاگ خودتان كار ميكنيد؟
نه، اخبار را حتما مرور و اطلاعات
را جستوجو ميكنم.
از فيلترشكن استفاده ميكنيد؟
گاهي اوقات به ضرورت.
به نظرتان فيلتر كردن كار مناسبي
است؟
اين يك بحث تخصصي است.
سايتهايي هستند كه استفاده عمومي
ندارند مثل خبرگزاريها و
سايتهاي خبري. فيلتر كردن اين
گونه سايتها به نظرتان كار درستي
است.
آنها هم با ما همين كار را
ميكنند. مثل كاري كه با شبكههاي
تلويزيوني ما كردند. وقتي خبرنگار
ما را به آمريكا راه نميدهند چرا
ما بايد همه درها را باز بگذاريم.
چه فايده وقتي بشود از يك راه
ديگر به اين سايتها دسترسي پيدا
كرد.
كسي كه قانونگذار و مسئول است
بايد كارش را انجام دهد.
تا به حال چت كردهايد.
نه، تقريبا بلد نيستم.
در خانه از چه وسايل ديجيتالي
استفاده ميكنيد؟
تلويزيون، دوربين فيلمبرداري،
DVDپلير، كامپيوتر، لپتاپ كه
تقريبا همه جا همراهم هست، در
مسافرتها و... .
از موبايلتان استفاده خاصي هم
ميكنيد به غير از تماس گرفتن.
مهمترين استفادهاش برايم دفترچه
تلفن است.
گيمبازي ميكنيد؟
نه به هيچ وجه
چقدر ميشود به وسايل ديجيتال
اعتماد كرد؛ اگر از بين برود چه
اتفاقي ميافتد.
فاجعه است. من چند ماه پيش
موبايلم را گم و بيشتر تلفنهايم
را گم كردم و چند ماه معطل آنها
بودم.
تا حالا شده اطلاعاتتان روي
كامپيوتر از بين برود.
بله چند باري شده است.
اخبار ديجيتال را دنبال ميكنيد.
خيلي پيگيري نميكنم، بيشتر اخبار
ديجيتال را در حوزه كاريام
پيگيري ميكنم.
چرا اخراجيها را با دوربين
ديجيتال نساختيد.
در ايران اگر با 35 ميليمتر فيلم
نسازي جزو آدم به حساب
نميآيي.البته هنوز به نظر من 35
ميليمتري قابل مقايسه با ديجيتال
نيست. سيستمهاي سينمايي ما هم
توانايي پخش فيلم ديجيتال را
ندارند البته علاقه شخصيام به
ساخت فيلم با دوربين ديجيتال است.
با نرمافزارها آشنايي داريد؟
تا حدودي كه به كارم مربوط شود.
من مدتي دانشجوي نيمهوقت
كامپيوتر بودم؛ در سالهاي بعد از
جنگ كه فكر ميكرديم بايد ايران
را متحول كنيم، بعد فهميدم كه پاس
كردن واحدها برايم سخت است و اين
رشته را رها كردم.
با سختافزارها چطور؟
در حد خيلي معمولي. علاقهاي به
ياد گرفتن هم ندارم.
اگر ويروس بوديد چه وسيلهاي را
خراب ميكرديد.
اگر ويروس بودم روي هارد كامپيوتر
مينشستم كه اطلاعاتش از بين
برود.
|
|