جمعه 12 شهريور 1389
صفحه اصلی | ENGLISH | تماس با ما
گفت‌و گو با کامران بیرجیس خان مدیر منطقه خلیج فارس پاناسونیک
گفت‌وگو با مدیران دفتر ZTE در ایران
گفت‌وگو با اندی کیم مدیرکل دفتر ال‌جی در ایران
گفت وگوی عصرارتباط با مدیرعامل سازمان فناوری‌اطلاعات شهرداری تهران
دومين گفت‌وگوي عصرارتباط با عليرضا قلمبر دزفولي مديرعامل ايرانسل
کبریتی در انتظار یک جرقه
خريد تخصصي يا فروش تخصصي
تفكيك تفرقه‌افكن
اتاق کوچک سرخ
عادت مي‌كنيم






آمازون می‌تواند کتاب‌فروشی‌ها را خلوت کند چاپ ارسال به دوست
۲۴ آذر ۱۳۸۶
به اعتقاد دیوید کایلی امکان دارد که کیندل نقش آی‌پاد را برای کتاب‌های الکترونیکی و کتاب‌خوانی دیجیتالی داشته باشد. در واقع او پیش‌بینی می‌کند که این وسیله جدید چشم‌انداز صنعت نشر کتاب را برای همه بهبود ببخشد؛ جز برای كتاب‌فروش‌ها
در چند سال اخیر رویدادهای انگشت‌شماری رخ داده‌ که مرا به عنوان یک نویسنده و خواننده کتاب مثل پلتفرم ذخیره و خواندن کتابی که آمازون به تازگی معرفی کرده، هیجان‌زده کرده باشد. من همان روز اول یک کیندل سفارش دادم اما حتی قبل از آنکه به دستم برسد همة فکرم مشغول این بود که چطور از ‌آن حداکثر استفاده را برای نوشتن کتاب بعدی‌ام ببرم.
به عنوان نویسنده دو کتاب –بیرون کردن حشرات: ظهور و سقوط فولکس‌واگن در آمریکا؛ و رانده شده: نگاهی به درن BMW- اولین چیزی که باید تکلیف‌اش را روشن کنم این است که آیا برای کتاب بعدی اصلاً به یک ناشر نیاز دارم یا خیر. کیندل در دنیای نشر کتاب تحولی بنیادین به شمار می‌رود. این تحول آن‌قدر بزرگ است که باید کمی زمان بگذرد تا ابعاد آن به درستی درک شود.

نشر بدون ناشر
آیا حالا راهی وجود دارد که کتاب را بدون نیاز به دخالت ناشرها چاپ کنیم؟ البته. تا به حال شاهد تلاش‌های موفق چند نویسنده مشهور برای منتشر کردن کتاب‌های‌شان بر روی وب بوده‌ایم. مشهورترین نمونه استفن کینگ بود که مجموعه کتاب‌های «سیاره» خود را روی وب‌سایتش منتشر کرد و هر کسی می‌توانست با پرداخت 7 دلار مشترک آن شود. نویسنده‌های کمتر شناخته شده هم تجربه‌های مشابهی داشته‌اند. ولی همه ما به خوبی می‌دانیم که برای یک نویسنده گمنام پیدا کردن مخاطب بدون پشتیبانی یک ناشر بزرگ چقدر می‌تواند مشکل باشد.
البته دستگاه کتاب‌خوان دیجیتالی سونی هم مدت زیادی است که در دسترس قرار دارد. ولی واسط کاربری آن چندان خوب نیست و سونی هم هیچ انگیزه‌ای برای تبلیغ‌اش ندارد. یادمان باشد که قبل از آی‌پاد هم پخش‌کننده موسیقی دیجیتال وجود داشت ولی یک واسط کاربری بی‌نقص، زیبایی ظاهری، و تبلیغات زیاد لازم بود تا کسانی مثل من CD را ترک کنند و به MP3 روی بیاورند.
محتوای غنی در زمان مناسب
نشر دیجیتال با یک واسط کاربری جذاب مثل این است که به دنبال ماشینی قدرتمند باشیم که کم‌مصرف هم باشد. کتاب بعدی من به احتمال زیاد درباره شرکت سازنده ماشینی است که برای حفظ حیاتش مجبور شد تحولاتی بنیادین در خود ایجاد کند. اما زمان‌بندی نوشته شدن کتاب واقعاً افتضاح است. احتمالاً انتشارش در نهایت دچار یک تأخیر 4 ماهه خواهد شد چون اطلاعاتی که باید 3 ماه پیش آماده می‌شدند هنوز در اختیارم قرار نگرفته‌اند. از این گذشته در نزدیکی زمان انتشار کتاب هنوز رویدادهای مهمی در مورد این شرکت وجود خواهد داشت که من به علت مراحل فنی طولانی چاپ، قادر به پوشش دادن آنها نخواهم بود.
اگر قرار بود کتاب به صورت دیجیتالی نوشته شود من می‌توانستم به راحتی تا هفته آخر انتشار، مطلب بنویسم و اضافه کنم. در نتیجه نسخه چاپی حاوی اطلاعات دسته اول نخواهد بود. البته یک نسخه الکترونیکی هم از این کتاب منتشر خواهد شد که امکان روزآمد کردن آن وجود دارد.
بعد هم مسئله تصاویر مطرح می‌شود. در دو کتاب قبلی من به 8 تصویر در 2 صفحه در وسط کتاب محدود شده بودم و علتش هم محدودیت در هزینه چاپ بود. چاپ تصاویر رنگی در قسمت‌های مختلف یک کتاب باعث می‌شود که آن کتاب بسیار گران تمام شود. با یک کتاب کیندلی من می‌توانم به راحتی هر تعداد تصویری که بخواهم را در هر قسمتی که مورد نظرم باشد قرار بدهم. همچنین می‌توانم مصاحبه‌های ویدیویی، پادکست‌های صوتی، و تصاویر اضافی دیگر را نیز در بستة کتاب بگنجانم.
کمی حساب و کتاب
لازم نیست که کتاب‌ها هیچ وقت به انتها برسند و به همین ترتیب درآمد نویسنده از محل فروش آنها هم لازم نیست هیچ‌وقت تمام شود. اگر من کتابم را به صورت آنلاین و با قیمت 9 دلار به شخصی بفروشم می‌توان تخمین زد که این شخص حدود 20 دلار صرفه‌جویی کرده و پول کاغذ، جلد، ليتوگرافي، چاپ، و صحافي، و حق پخش و كتاب‌فروشي را نداده است. فرض کنید بتوانم 40 هزار نسخه الکترونیکی از کتابم را به فروش برسانم. همچن فرض کنید یک‌چهارم این افراد مشترک کتاب مذکور شوند تا فصل‌های جدید و اطلاعات اضافی هم برایشان فرستاده شود. آنها برای این اشتراک 9 دلار دیگر خواهند پرداخت. به عنوان نویسنده این مبلغ اضافی فقط به خود من خواهد رسید. پس دیگر هیچ نیازی به یک ناشر بزرگ نخواهم داشت. همین فروش اضافی از محل مشترک شدن خوانندگان کتاب برایم حدود 100 هزار دلار درآمد اضافی ایجاد خواهد کرد.
بازده خوب این سیستم باعث می‌شود من آرزو کنم که ای کاش صنعت بهداشت و درمان یک چنین سیستمی داشت، سیستمی که هزینه کاربران را کمتر می‌کند و در عین حال تجربه را غنی‌تر. بهار سال گذشته من جراحی زانو داشتم. وقتی می‌خواستم با دکترم قرار ملاقاتی برای قبل از تاریخ جراحی بگذارم، منشی وی مجبورم کرد که به مطبی بروم که جناب دکتر فقط 2 روز در ماه به آن می‌رفت. علت هم فقط این بود که عکس‌های اشعه اکس من در آن مطب قرار داشت! سال 2007 است، دکتر من سه مطب مختلف دارد، و با همه اینها عکس‌های اشعه اکس من که یک جراحی هم در پیش داشتم به صورت آنلاین در دسترس نبود! واقعاً که!
دورانی تازه
پیش‌بینی نحوه شروع کار کیندل اصلاً سخت نیست. تاجرهایی که باید پیوسته به سفر بروند احتمالاً اولین کسانی خواهند بود که کیندل را می‌خرند. داشتن یک وسیله که چندین کتاب، مجله، وبلاگ و روزنامه را در خودش ذخیره کرده بسیار بهتر از حمل یک لپ‌تاپ، و تعداد زیادی روزنامه و مجله است. بازار بعدی کیندل در میان دانشجویان خواهد بود. چنین محصولی با کاربردهای خوبی که دارد و با در نظر گرفتن کتاب‌های چاپی که هر روز بیشتر می‌شود، برای یک دانشجو ارزشمند خواهد بود. اصلاً دیجیتالی کردن کتاب‌ها برای مخاطب‌هایی که از قبل به محتوای دیجیتال عادت دارند – از جمله دانشجویان- کاری منطقی است.
در مجموع می‌توان گفت که ایده استفاده از کتاب‌های الکترونیکی نتایج بسیار مثبتی در پی خواهد داشت. فقط فکرش را بکنید که اگر در دو دهه آینده بشر به استفاده از کتاب‌های الکترونیکی بپردازد چقدر در انرژی صرف‌جویی خواهد شد، چقدر درخت‌ها از قطع شدن نجات پیدا می‌کنند، چقدر کامیون‌ها کمتر کتاب‌ها را جابه‌جا خواهند کرد، و در نهایت چقدر کارخانه‌های کاغذسازی هم دیگر رودخانه‌ها و کوهستان‌ها را آلوده نخواهند کرد. کیندل بسیار نوآورانه‌‌تر و بهتر از آن است که موفق نشود. هم نویسنده‌ها و هم خواننده‌ها از‌ آن استبال خواهند کرد. ناشرهای سنتی هم چاره‌ای به جز قبول آن نخواهند داشت.
اگر من جای صاحبان فروشگاه‌های کتاب بودم دیگر یواش یواش به فکر این می‌افتادم که فضای خالی فروشگاهم را با چه پر کنم. من به شخصه امیدوارم که آنها از این فضای خالی برای ترتیب دادن جلسات ملاقات نویسندگان و خوانندگان استفاده کنند.
مدیرعامل آمازون، آقای جف بزوس، تمایل چندانی به مقایسه کیندل و آی‌پاد نشان نداده است. البته شکی نیست که آمازون باید بازاریابی، پخش، و پشتیبانی کیندل را به درستی انجام بدهد تا به موفقیت برسد. ولی این محصول آمازون بذر حرکتی را پاشید که به عقیده من در 20 سال آینده درخت تناوری از‌ آن به وجود خواهد آمد. نتیجه هم بدون شک یک تجربه بهتر و لذت‌بخش‌تر براي خواندن و نوشتن کتاب خواهد بود.
صفحه اصلی
اخبار داخلي
دهكده جهاني
ديجيتال
پيام ارتباط
آرشيو مطالب
تعرفه آگهی
نمایندگان
جستجوی پیشرفته
درباره ما
تماس با ما






جهت ایجاد این صفحه 0.267403 ثانیه زمان برده است